30/31.03.2024 Ostern in der Nacht – Lesejahr A

يكشنبه عيد فصح – جشن رستاخيز مسيح
مراسم ويژه شب رستاخيز خداوند
بخش اول – آيين روشنائي
بركت آتش
(چراغ هاي كليسا خاموش ميشود. بيرون از كليسا، در مكاني مناسب، آتشي آماده ميشود. كشيش با كلمات ذيل و يا با سخنان مشابهي جماعت را سلام ميگويد)
+ فيض خداوند ما عيساي مسيح،
محبت خداي پدر و شراكت روحالقدس با شما باد.
– و به همراه تو نيز.
+ اي برادران، در اين شب مقدس كه طي آن عيساي مسيح، خداوند ما از مرگ به زندگي گذر نمود، كليساي او كه در سراسر عالم گسترده است، فرزندانش را دعوت ميكند كه در بيداري و دعا انتظار رستاخيز خداوند را بكشند. فصح خداوند را با شنيدن كلام وي و با شركت در رازهاي مقدسش به ياد ميآوريم. باشد تا مسيح برخاسته از مرگ اين اميد را در ما استوار گرداند كه ما نيز در پيروزي او بر مرگ سهيم گرديم و جاودانه با او و خداي پدر زندگي كنيم.
بركت آتش
دعا كنيم:
اي پدر، اي كه توسط پسرت،
شعله فروزان جلالت را در ما برافروختهاي،
اين آتش را متبرك گردان + و عنايت فرما تا برپايي عيد فصح،
آرزوي بهشت را در ما شعلهور سازد،
ما را در روح، نوين گرداند و به جشن فروغ ابدي برساند.
از راه مسيح خداوند ما. – آمين.
آماده كردن شمع فصح
+ باشد تا بخاطر زخم هاي پرشكوه و مقدس خود
عيساي خداوند ما را حفظ و حمايت كند.
+ باشد تا نور مسيح كه با شكوه و جلال رستاخيز ميكند
ظلمت قلب و روان ما را پراكنده سازد.
+ اين است نور مسيح – خدا را سپاس باد.
سرود اعلام رستاخيز
اي قدرت هاي آسماني، شادي كنيد، اي افواج فرشتگان، بسراييد.
اي تمامي خلقت به دور تخت خدا، به وجد آييد.
عيساي مسيح، پادشاه ما برخاسته است
شيپور نجات را به صدا درآوريد.
اي زمين، منور به جلال شادي كن، از پرتو پادشاهت درخشان شو.
مسيح فاتح شده است، تو از جلال سرشار گشتهاي.
تاريكي براي هميشه محو ميشود.
شاد باش، اي كليسا، مادر ما، در جلال وجد كن.
منجي رستاخيز كرده بر تو ميدرخشد
بگذاريد اين مكان از شادي به صدا درآيد
و سرود پر قدرت همه امت خدا در آن انعكاس يابد.
+ خداوند با شما باد.
– و به همراه تو نيز.
+ دل هاي خود را برافرازيم.
– دل هاي ما نزد خداست.
+ سَرور خداي خود را سپاس گوييم.
– زيرا آن نيكو و شايسته است.
براستي سزاوار است كه با تمام دل و ذهن و آواي خود
خداي ناديده، پدر پرتوان و پسر يگانهاش، خداوند ما عيساي مسيح را بستاييم.
زيرا مسيح با خون خود كفاره ما شد
و غرامت گناه را بجاي ما به پدر جاوداني ما پرداخت.
اين جشن گذر است، هنگامي كه مسيح، بره حقيقي
كه خونش منازل همه ايمانداران را تقديس ميكند، كشته ميشود.
اين شبي است كه در گذشته پدرانمان را نجات دادي
و قوم اسرائيل را از بردگيشان رهانيدي
و ايشان را از ميان دريا بر خشكي عبور دادي.
اين شبي است كه مسيحيان در سراسر جهان
تطهير شده از گناه و آزاد از هر ناپاكي،
به فيض بازمي گردند و به همراه يكديگر در تقدس گام برميدارند.
اين شبي است كه عيساي مسيح
زنجيرهاي مرگ را در هم شكسته فاتحانه از قبر برخاست.
اي پدر، چه شگفت است مراقبت تو از ما.
چه بيكران است دوستي پر رحمتت:
براي فديه يك برده، پسرت را فدا كردي.
اي گناه سعاتبخش آدم، اي خطاي لازم الارتكاب كه باعث شدي
به فيض چنين منجي پرشكوهي نائل گرديم.
قدرت اين شب مقدس هر شرارت را دور و خطايا را پاك ميكند
معصوميت اوليه از دست رفته را برقرار مينمايد و عزاداران را شادي ميبخشد.
اين شب براستي متبارك است
شبي است كه آسمان و زمين وصلت مييابند
و آشتي بين انسان و خدا برقرار ميشود.
پس اي پدر آسماني، در شادي اين شب،
قرباني شامگاهي ستايش كليساي خود را بپذير.
اين شمع رستاخيز را بپذير
شعلهاي كه تقسيم ميشود ولي از درخشندگياش كاسته نميگردد.
ستوني از آتش كه به احترام خدا زبانه ميكشد.
باشد كه نور آن هميشه تاريكي اين شب را دفع كند.
بگذار كه با نورهاي آسماني درآميزد
و شجاعانه به سوختن ادامه دهد تا تاريكي اين شب را دفع كند.
باشد كه ستاره صبحگاهي كه هرگز غروب نميكند
يعني مسيح، آن ستاره صبح كه از ميان مردگان برخاست،
اين شعله را در حال سوختن يابد
و نور سرشار از صلح خود را بر همه بشريت بتاباند
او كه پسر توست و براي هميشه با تو زندگي و سلطنت ميكند. – آمين.
بخش دوم – آيين سخن خدا
+ برادران عزيز در مسيح، ما احياي موقر خود را آغاز نمودهايم، حال در تعمق و تقوي به سخن خدا گوش فرا دهيم كه به ما يادآوري ميكند چگونه از عهد قديم، خدا آفريننده ما، امت خود را در طول تاريخ رهايي بخشد و با به كمال رسيدن زمان، پسر خود را براي نجات ما فرستاد. باشد كه خدا كار نجاتي را كه با عيد فصح در ما آغاز نموده است، به كمال رساند.
قرائت اول پيدايش 1:1 الي 2:2
(خدا هر چه را كه ساخته بود ديد و همانا بسيار نيكو بود)
بخشي از كتاب پيدايش
در آغاز خدا آسمان ها وزمين را آفريد. زمين تهي و باير بود و تاريكي بر فراز اعماق بود و روح خدا بر سطح آب ها گسترده گشت. خدا گفت: „روشنايي بشود“ و روشنايي شد. خدا روشنايي را ديد كه نيكوست و خدا روشنايي را از تاريكي جدا ساخت. خدا روشنايي را „روز“ و تاريكي را „شب“ ناميد. شب فرا رسيد و صبح شد: روز اول.
خدا گفت: „ميان آب ها فلكي بشود و آب ها را از هم جدا سازد.“ و چنين شد. خدا فلك را بساخت و آب هاي زير فلك را از آب هاي بالاي فلك جدا كرد. خدا فلك را آسمان ناميد. شب فرا ر سيد و صبح شد: روز دوم.
خد اگفت: „آب هاي زير آسمان در يك جا جمع شود و خشكي ظاهر گردد“ و چنين شد. خدا خشكي را „زمين“ و تجمع آب ها را „دريا“ ناميد و خدا ديد كه نيكوست.
خدا گفت: „زمين نباتات بروياند، گياهاني كه تخم بياورند و درختاني كه بر حسب انواع خود ميوه به بار آوردند و تخمشان درون آنها باشد.“ و چنين شد. زمين نباتات را رويانيد، گياهاني كه بر حسب انواع خود تخم آوردند و درختاني كه بر حسب انواع خود ميوه آوردند كه تخم هايشان درون آنها بود. و خدا ديد كه نيكوست. شب فرا رسيد و صبح شد: روز سوم.
خدا گفت: „نورهايي در فلك آسمان باشند تا روز را از شب جدا سازند و نشانگر اعياد، روزها و سال ها باشند و نورهايي در فلك آسمان باشند كه بر زمين بدرخشند“ و چنين شد. خدا دو نور بزرگ ساخت: نور اعظم براي سلطنت بر روز و نور كوچك تر براي سلطنت بر شب، و همچنين ستارگان را. خدا آنها را در فلك آسمان گذاشت تا زمين را روشن سازند، بر روز و شب سلطنت رانند و روشنايي را از تاريكي جدا سازند. و خدا ديد كه نيكوست. شب فرا رسيد و صبح شد: روز چهارم.
خدا گفت: „آب ها از انبوه جانوران پر شود و پرندگان بالاي زمين در مقابل فلك آسمان پرواز كنند.“ و چنين شد. پس خدا موجودات عظيم الجثه دريايي را آفريد و انواع موجودات زنده كه آب ها از آنها پر شدند و انواع موجودات بالدار را بر حسب انواع آنها. و خدا ديد كه نيكوست. خدا آنها را بركت داده گفت: „بارور و كثير شويد و آب هاي درياها را پر سازيد و پرندگان بر زمين كثير شوند.“ شب فرا رسيد و صبح شد: روز پنجم.
خدا گفت: „زمين موجودات زنده را بر حسب انواع آنها توليد نمايد: احشام، خزندگان و انواع حيوانات زمين را.“ و چنين شد. خدا حيوانات زمين را بر حسب انواع آنها، احشام را بر حسب انواع آنها و تمام خزندگان را بر حسب انواع آنها بيافريد و خدا ديد كه نيكوست. خدا گفت: „آدم را به صورت و شبيه خود بسازيم تا بر ماهيان دريا و پرندگان آسمان و احشام و همه حيوانات وحشي و خزندگاني كه بر زمين ميخزند، حكومت نمايد.“
پس خدا آدم را به صورت خود آفريد، او را به صورت خدا آفريد، ايشان را مرد و زن آفريد. خدا ايشان را بركت داد و بديشان گفت: „بارور و كثير شويد و زمين را پر سازيد و بر آن تسلط يابيد. بر ماهيان دريا و پرندگان آسمان و همه حيواناتي كه بر زمين ميخزند، حكومت كنيد.“
خدا گفت: „همه گياهان تخمداري را كه بر روي زمين ميباشند و همه درختاني را كه ميوههاي تخمدار به بار ميآورند، به شما دادم تا براي خوراك باشند. به همه حيوانات زمين و به همه پرندگان آسمان و به همه خزندگان زمين كه جان دارند، هر علف سبز را براي خوراك دادم و چنين شد. خدا هر چه را ساخته بود ديد و همانا بسيار نيكو بود. و شب فرا رسيد و صبح شد: روز ششم.
اينچنين آسمان وزمين و همه لشكر آنها تكميل شد. روز هفتم خدا كاري را كه انجام داده بود، به اتمام رسانيد. او در روز هفتم پس از اتمام كاري كه انجام داده بود، آرام گرفت.
اين است سخن خدا. – خدا را سپاس باد.
مزمور برگردان مزمور 1:104-2 و 5-6 و 10 و 12-14 و 24 و 35
– روح خود را بفرست، اي خداوند، و روي زمين تازه خواهد گرديد.
اي جان من، خداوند را متبارك بخوان
يهوه، خداي من، چه عظيم هستي تو،
ملبس به عزت و جلال
خويشتن را با نور همچون ردايي پوشانيدهاي.
– روح خود را بفرست، اي خداوند، و روي زمين تازه خواهد گرديد.
زمين را بر اساسش استوار كردي
تا جنبش نخورد، تا به ابد
آن را به اقيانوس ها همچون ردا پوشانيدي
آب ها بر فراز كوه ها ايستادند.
– روح خود را بفرست، اي خداوند، و روي زمين تازه خواهد گرديد.
چشمهها را در درهها جاري ميسازي
تا در ميان كوه ها روان شوند
بر كنارههاي آنان مرغان هوا ساكن ميشوند
و از ميان شاخهها آواز خود را ميخوانند.
– روح خود را بفرست، اي خداوند، و روي زمين تازه خواهد گرديد.
از جايگاه خود كوه ها را سيراب ميگرداني
و از ثمره اعمال تو زمين سير ميشود
نباتات را براي چهار پايان ميروياني
و گياهان را به جهت احتياجات مردمان.
– روح خود را بفرست، اي خداوند، و روي زمين تازه خواهد گرديد.
خداوندا، چه بسيارند اعمال تو
و جميع آنان را به حكمت كردهاي
زمين سرشار از نعمات تو است
اي جان من، خداوند را متبارك بخوان.
– روح خود را بفرست، اي خداوند، و روي زمين تازه خواهد گرديد.
دعا كنيم:
خداي پرتوان و جاويدان،
اي كه جميع كردار محبتآميز خود را
به طور شگفت انگيزي انجام ميدهي،
نور خود را بر ما بتابان
تا همان گونه كه در مقابل آفرينش تو در شگفتيم،
به اعجاز عظيمتر عمل بازخريد نيز
كه در كمال زمان با قرباني مسيح، فصح ما به وقوع پيوست، پيببريم.
از راه همان مسيح خداوند ما.
– آمين.
قرائت دوم پيدايش 1:22-18
(قرباني ابراهيم، پدر ما در ايمان)
بخشي از كتاب پيدايش
خدا ابراهيم را امتحان كرد و به او گفت: „اي ابراهيم.“ او گفت: „اينك حاضرم.“ گفت: „حال پسر خود را كه يگانه تو ميباشد و او را دوست ميداري، يعني اسحق را بردار و به سرزمين موريا برو و او را در آنجا بر يكي از كوه هايي كه به تو نشان خواهم داد به عنوان قرباني سوختني تقديم كن.“
ابراهيم صبح زود برخاسته الاغ خود را زين نمود، دو نفر از نوكران خود را با پسر خويش اسحق برداشت، هيزم براي قرباني سوختني شكست، روانه شد و به سوي آن مكاني كه خدا او را فرموده بود رفت. در روز سوم ابراهيم چشمان خود را بلند كرد و آن مكان را از دور ديد. آنگاه ابراهيم به خادمان خود گفت: „شما در اينجا نزد الاغ بمانيد تا من با پسر بدانجا رويم، عبادت كنيم و نزد شما باز آييم.“
پس ابراهيم هيزم قرباني سوختني را گرفت، بر پسر خود اسحق نهاد و آتش و كارد را بدست گرفت و هر دو با هم رفتند. و اسحق پدر خود ابراهيم را خطاب كرد و گفت: „اي پدر من.“ گفت: „اي پسر من، اينك حاضرم.“ گفت: „آتش و هيزم اينجاست، ولي بره قرباني كجاست؟“ ابراهيم گفت: „اي پسر من، خدا بره قرباني را مهيا خواهد ساخت.“ و هر دو با هم ميرفتند. چون به آن مكاني كه خداوند بدو فرموده بود رسيدند، ابراهيم در آنجا قربانگاه را بنا نمود و هيزم را روي آن نهاد و پسر خود اسحق را بسته، بالاي هيزم بر قربانگاه گذارد. ابراهيم دست خود را دراز كرد و كارد را گرفت تا پسر خويش را ذبح كند.
اما فرشته خداوند از آسمان وي را ندا داد و گفت: „اي ابراهيم، اي ابراهيم.“ گفت: „اينك حاضرم.“ گفت: „دست خود را بر پسر دراز مكن و به او هيچ مكن، زيرا الان ميدانم كه از خدا ميترسي، چون پسر يگانه خود را از من دريغ نداشتي.“
آنگاه ابراهيم چشمان خود را بلند كرد و قوچي را ديد كه شاخ هايش در بوتهاي گرفتار شده بود. پس ابراهيم رفت و قوچ را گرفت و آن را در عوض پسر خود قرباني سوختني تقديم نمود. و ابراهيم آن مكان را „يهوه يري“ ناميد و از اين رو تا امروز گفته ميشود: „در كوه يهوه ديده ميشود.“
بار ديگر فرشته خداوند از آسمان به ابراهيم ندا در داد و گفت: „خداوند ميگويد، به ذات خود قسم ميخورم، چون اين كار را كردي و پسر خود، پسر يگانه خود را دريغ نداشتي، تو را سرشار از بركت خواهم ساخت و اعقاب تو را كثير خواهم گرداند، مانند ستارگان آسمان و مانند دانههاي شن كه بر كناره دريا است و اعقاب تو دروازههاي دشمنان خود را متصرف خواهند شد. از اعقاب تو جميع امت هاي زمين بركت خواهند يافت، چرا كه سخن مرا اطاعت نمودي.“
اين است سخن خدا. – خدا را سپاس باد.
مزمور برگردان مزمور 5:16 و 8-11
– مرا حمايت كن، اي خدا، به تو پناه ميبرم.
خداوند ميراث من و سهم كاسه من است
جان من در دست تو است
خداوند را هميشه پيش روي خود نگاه ميدارم
او در دست راست من است، لغزش نخواهم خورد.
– مرا حمايت كن، اي خدا، به تو پناه ميبرم.
از اين رو دلم به وجد ميآيد و جانم شاد است
و بدنم نيز در اطمينان به سر خواهد برد
زيرا جانم را در ميان مردگان ترك نخواهي كرد
و نخواهي گذاشت كه قدوس تو فساد را ببيند
– مرا حمايت كن، اي خدا، به تو پناه ميبرم.
طريق حيات را به من نشان خواهي داد
كمال خوشي در حضور تو است
و به دست راست تو لذت هاي جاوداني.
– مرا حمايت كن، اي خدا، به تو پناه ميبرم.
دعا كنيم:
خدايا، اي پدر ايمانداران،
اي كه همه انسان ها را به فرزندخواندگي دعوت ميكني،
در سراسر جهان به تعداد فرزندانت بيفزا
و به وسيله راز تعميد
به وعدهاي كه به ابراهيم دادهاي وفا كن:
او را پدر جميع امت ها گردان
و عنايت فرما تا قومت با شايستگي به فيض دعوتت پاسخ گويد.
از راه مسيح خداوند ما.
– آمين.
قرائت سوم خروج 15:14 الي 1:15
(بني اسرائيل از ميان دريا بر خشكي رفتند)
بخشي از كتاب خروج
خداوند به موسي گفت: „چرا نزد من فرياد مي كني؟ بنياسرائيل را بگو كه به راه افتند. و اما تو، عصاي خود را برافراز و دست خود را بر دريا دراز كن و آن را بشكاف تا بنياسرائيل از ميان دريا گذر كنند و به خشكي قدم گذارند. و اما من اينك دل مصريان را سخت ميسازم تا از عقب ايشان بيايند واز فرعون و تمامي لشكرها و عرابهها و سوارانش جلال خواهم يافت. هنگامي كه از فرعون و عرابهها و سوارانش جلال يافته باشم، مصريان خواهند دانست كه من يهوه هستم.“
فرشته خدا كه جلوي اردوي اسرائيل ميرفت، حركت كرد، در عقب ايشان جاي گرفت و ستون ابر از جلوي ايشان نقل مكان كرد، در عقب ايشان بايستاد و در ميان اردوي مصريان و اردوي اسرائيل قرار گرفت. از براي آنان ابر و تاريكي ميبود و اينان را در شب روشنايي ميداد كه تمامي شب نزد يكديگر نيامدند.
پس موسي دست خود را بر دريا دراز كرد و خداوند دريا را به باد شرقي شديدي تمامي آن شب برگردانيد، دريا را خشك ساخت و آب بشكافت. و بني اسرائيل از ميان دريا بر خشكي ميرفتند و بر راست و چپ ايشان آب ها چون ديوار قرار داشت. مصريان با تمامي اسبان و عرابهها و سواران فرعون از پي ايشان به ميان دريا آمدند.
در پاس سحري واقع شد كه خداوند، بر اردوي مصريان از ستون آتش و ابر نظر انداخت و اردوي مصريان را آشفته كرد. چرخ هاي عرابههاي ايشان را به در آورد تا آنها را به سنگيني برانند و مصريان گفتند از حضور بنياسرائيل بگريزيم، زيرا خداوند براي ايشان، عليه مصريان جنگ ميكند.
خداوند به موسي گفت: „دست خود را بر دريا دراز كن تا آبها بر مصريان و عرابهها و سواران ايشان برگردد.“ پس موسي دست خود را بر دريا دراز كرد و نزديكيهاي صبح دريا به جريان خود برگشت و مصريان از مقابلش گريختند و خداوند تمام لشكر مصريان را در ميان دريا به زير انداخت و آب ها برگشتند و عرابهها و سواران و تمام لشكر فرعون را كه از پي ايشان به دريا آمده بودند، پوشانيد طوري كه يكي از ايشان هم باقي نماند.
اما بنياسرائيل از ميان دريا بر خشكي ميرفتند و آب ها در راست و چپ ايشان چون ديواري بود. در آن روز، خداوند اسرائيل را از دست مصريان خلاصي داد و اسرائيل مصريان را به كناره دريا مرده ديدند. اسرائيل آن عمل عظيمي را كه خداوند عليه مصريان كرده بود ديدند. و قوم از خداوند ترسيد و به خداوند و به بنده او موسي ايمان آورد.
آنگاه موسي و بنياسرائيل اين سرود را براي خداوند سراييده گفتند:
مزمور برگردان خروج 1:15-6 و17-18
– خداوند را بسراييم: عظيم است پيروزي او.
يهوه را سرود ميخوانم، زيرا با جلال پيروز شد
اسب و سوارش را به دريا انداخت
خداوند قدرت و سرود و نجات من است
او خداي من است، پس او را تمجيد ميكنم
خداي پدر من است، پس او را متعال ميخوانم.
– خداوند را بسراييم: عظيم است پيروزي او.
خداوند مرد جنگي است، يهوه نام اوست.
عرابهها و لشكر فرعون را به دريا انداخت
مبارزان برگزيده او در درياي سرخ غرق شدند
اعماق ايشان را پوشاند،
همچون سنگ به ژرفا فرو رفتند.
– خداوند را بسراييم: عظيم است پيروزي او.
دست راست تو، خداوندا، در قدرت خود جلال يافته
دست راست تو، خداوندا، دشمن را در هم كوبيده است
در عظمت جلالت، خصمان خود را نابود ساختي.
– خداوند را بسراييم: عظيم است پيروزي او.
قوم خود را خواهي آورد
و بر كوه ميراث خود خواهي كاشت
به مكاني كه اي خداوند، مسكن خود ساختهاي
معبدي كه خداوندا، دستان تو ساختهاند
خداوند تا به ابد سلطنت خواهد كرد.
– خداوند را بسراييم: عظيم است پيروزي او.
دعا كنيم:
خدايا، تو به وسيله نوري كه از عهد جديد ميتابد
معناي اعمال شگفت عهد قديم را روشن مي كني
درياي سرخ نشانه چشمه تعميد
و قومي كه از بردگي آزاد شده نمايانگر قوم مسيح است
عنايت فرما تا همه انسان ها،
از راه ايمان، اعضاي قوم برگزيده تو گردند
و توسط عطيه روح قدوست، از نو تولد يابند.
از راه مسيح خداوند ما.
– آمين.
قرائت چهارم اشعياء 5:54-14
(خداوند، منجيات، با محبتي جاودانه بر تو رحمت نموده است)
بخشي از كتاب اشعياء نبي
او كه تو را آفريد، شوهر تو است، خداوند لشكريان نام اوست و منجي تو، قدوس اسرائيل است كه خداي تمام جهان نام دارد.
آري، همچون زني رها شده كه روحش درمانده است، يهوه تو را به ياد ميآورد، خداي تو مي گويد: آيا ميتوان زوجه جواني را ترك نمود؟ مدت كوتاهي تو را ترك نمودم، اما با رحمتي عظيم تو را نزد خود ميآورم. خداوند منجي تو ميگويد: سرشار از غضب، لحظهاي روي خود را از تو پنهان ساختم، اما با محبتي جاودانه بر تو رحمت مينمايم.
براي من مثل ايام نوح ميباشد، هنگامي كه قسم خوردم كه آب هاي نوح ديگر بر زمين جاري نخواهد شد. همچنين قسم ميخورم كه ديگر بر تو غضب نكنم و ديگر تو را تهديد ننمايم. اگر كوه ها جاي خود را ترك كنند و تپهها به لرزش درآيند، محبت من هرگز تو را ترك نخواهد كرد و عهد صلح من جنبش نخواهد خورد، خداوندي كه بر تو رحمت دارد اين را ميگويد.
اي غمزده كه طوفان بر تو ضربه ميزند و تسلي نيافتهاي، اينك من سنگ هاي تو را از سنگ سرمه نصب خواهم كرد و بنيادت را بر صفير خواهم نهاد و برج هايت را از ياقوت خواهم ساخت و دروازههايت از سنگ هاي بلورين و ديوارهايت از سنگ هاي قيمتي.
همه پسرانت از خداوند تعليم خواهند يافت و آرامش پسرانت عظيم خواهد بود. در عدالت استوار خواهي گشت، از ظلم به دور خواهي بود، زيرا ديگر از هيچ چيز نخواهي ترسيد. وحشت از تو به دور خواهد بود و ديگر به تو نزديك نخواهد شد.
اين است سخن خدا – خدا را سپاس باد.
مزمور برگردان مزمور 2:30-6 و11-12
– تو را ستايش ميكنم، اي خداوند كه مرا رهايي دادي.
اي يهوه، خداي من، نزد تو فرياد برآوردم و تو مرا شفا دادي
اي خداوند، مرا از زندان مردگان برآوردي
مرا زنده ساختي تا به هاويه فرو نروم.
– تو را ستايش ميكنم، اي خداوند كه مرا رهايي دادي.
براي خداوند بسراييد، اي ايمانداران وي
نام قدوس او را سپاس گوييد
زيرا خشم او لحظهايست، ولي نيكويي او تمام زندگاني است
شامگاهان گريه داخل ميشود، اما بامدادان شادي فرا ميرسد.
– تو را ستايش ميكنم، اي خداوند كه مرا رهايي دادي.
خداوندا، بشنو، بر من رحم فرما
به ياري من بشتاب، اي خداوند،
سوگواري مرا به رقص مبدل ساختي
اي خداوند، خداي من، تو را تا به ابد ستايش خواهم كرد.
– تو را ستايش ميكنم، اي خداوند كه مرا رهايي دادي.
دعا كنيم:
خدايا، اي پدر همه انسان ها، براي جلال نامت
نسلي را كه بخاطر ايمان پدرانمان
به ايشان وعده داده بودي افزايش ده و بر تعداد فرزندانت بيفزا
تا كليسايت شاهد تحقق كامل وعده نجات جهاني باشد
وعدهاي كه پدران قوم تو هميشه به آن اطمينان راسخ داشتهاند.
از راه مسيح خداوند ما. – آمين.
قرائت پنجم اشعياء 1:55-11
(نزد من بياييد و خواهيد زيست و من با شما پيماني جاودان خواهم بست)
بخشي از كتاب اشعياء نبي
خداوند اينچنين ميگويد: „اي همه شما كه تشنه هستيد، به سوي آب بياييد و اي كساني كه پول نداريد، بياييد گندم بخريد و بخوريد بياييد بدون پرداخت پول و بدون خرج شير و شراب بنوشيد. چرا پول خود را براي چيزي كه نان نيست خرج كنيد و دستمزد خود را براي چيزي كه شما را سير نميكند، صرف نماييد؟ پس گوش دهيد، به من گوش دهيد و چيزهاي خوب را بخوريد و از غذاهاي چرب لذت بريد. گوش فرا دهيد و نزد من آييد، گوش كنيد و خواهيد زيست. من با شما پيماني جاويدان خواهم بست. نيكيهايي را كه به داود اطمينان داده شدند، به تحقق خواهم رسانيد. من او را شاهدي براي مردمان و رهبر و فرمانده ملل گردانيدم. تو ملتي را دعوت خواهي كرد كه نميشناختي و ملتي كه تو را نميشناخت، به نزد تو خواهد دويد، بخاطر يهوه، خداي تو و قدوس اسرائيل، زيرا به تو جلال داده است.
خداوند را مادامي كه يافت ميشود، بجوييد و تا زماني كه نزديك است، صدايش كنيد. شخص شرير راه خود را و شخص خطاكار افكار خود را ترك كند و به سوي خداوند بازگردد تا رحمت را به او نمايان سازد، و به سوي خداوند، خداي ما آيد كه در بخشش سخاوتمند است.
زيرا افكار من، افكار شما نيست و نه راه هاي شما، راه هاي من. همان قدر كه آسمان ها از زمين بلندترند، راه هاي من بالاتر از راه هاي شما و افكار من والاتر از افكار شما هستند. همان گونه كه برف و باران از آسمان ها به زير ميآيند و باز نميگردند تا زماني كه زمين را سيراب، حاصلخيز و پر ثمر نمايند، به آنكه ميكارد دانه و به آنكه ميخورد نان بدهند، همچنين است كلام من كه از دهانم بيرون ميآيد: بيثمر به نزد من باز نخواهد گشت، بلكه خواست مرا بجاي ميآورد و آنچه را كه آن را بخاطرش فرستادم، انجام خواهد داد.“
اين است سخن خدا. – خدا را سپاس باد.
مزمور برگردان اشعياء 2:12-6
– با شادي از چشمه نجات آب خواهيد كشيد.
اينك خدا نجات من است
بر او توكل ميكنم و نخواهم ترسيد
زيرا خداوند قوت و سرود من است
او نجات من گرديده است.
– با شادي از چشمه نجات آب خواهيد كشيد.
خداوند را ستايش كنيد و نام وي را بخوانيد
اعمال او را در ميان امت ها اعلام نماييد
بگوييد كه نام او متعال است.
– با شادي از چشمه نجات آب خواهيد كشيد.
براي خداوند بسراييد، زيرا كارهاي عظيم كرده است
اين در تمامي زمين اعلام شود
اي كه در صهيون ساكني، شادان صدا برآور و وجد نما
زيرا قدوس اسرائيل در ميان تو عظيم است.
– با شادي از چشمه نجات آب خواهيد كشيد.
دعا كنيم:
اي خداي پرتوان و جاويدان، اي تنها اميد جهانيان،
تو به وسيله پيامبرانت، رازهايي را كه امروز به وقوع ميپيوندند
از پيش اعلام داشتهاي،
تشنگي نجات را در ما بيفزا
زيرا تنها از طريق عمل روح قدوس تو است
كه ميتوانيم در راه عدالت تو گام برداريم.
از راه مسيح خداوند ما. – آمين.
قرائت ششم باروخ 9:3-15 و32 الي 4:4
(در درخشش او به سوي نور گام بردار)
بخشي از كتاب باروخ نبي
بشنو، اي اسرائيل، احكام حيات را. گوش فرا ده تا معرفت بياموزي. چرا، اي اسرائيل، چرا در كشور دشمنانت هستي؟ چرا در سرزمين بيگانه سالخورده ميشوي؟ چرا خود را با مردگان آلوده ميسازي، و چرا در ميان آناني كه به ديار مردگان فرو ميروند، شمرده ميشوي؟ از آن رو كه سرچشمه حكمت را ترك كردهاي. اگر در طريق خداوند گام برميداشتي، براي هميشه در صلح به سر ميبردي. فراگير كه معرفت كجاست، قدرت كجاست و فهم كجاست، تا همچنين دريابي كه كجاست طول ايام و حيات، كجاست نور چشمان و آرامش. چه كسي مسكن حكمت رايافته و چه كسي به گنجينههاي او داخل شده است؟
آنكه همه چيز را ميداند، او را ميشناسد و با فهم خود وي را كاوش كرده است. او كه زمين را تا به ابد استوار داشته و آن را از چهارپايان پر ساخته است، او كه نور را ميفرستد و نور ميرود و آن را باز ميخواند و آن لرزان اطاعت ميكند. ستارگان، شادان در پاس هاي خود ميدرخشند، او آنان را فرا ميخواند و آنان ميگويند: „ما اينجا هستيم.“ آنان با شادي براي خالق خود ميدرخشند.
اوست خداي ما و هيچكس ديگر را نميتوان با او مقايسه كرد. او تمام طرق معرفت را كاوش كرده است و آن را به يعقوب، بنده خود و به اسرائيل، محبوب خود، داده است. آنگاه بر زمين ظاهر شد و نزد انسان ها زندگي كرد. حكمت، كتاب فرمان هاي خداست و شريعتي كه براي هميشه پايدار است، هر كه آن را نگاه دارد، حيات از آن اوست، ولي هر كه آن را ترك كند، خواهد مرد. اي يعقوب، بازگرد و آن را از آن خود ساز، در درخشش او به سوي نور گام بردار. جلالت را تسليم ديگري مكن و امتيازاتت را از آن امتي بيگانه مساز. خوشا به حال ما، اي اسرائيل، زيرا آنچه مورد پسند خداست، بر ما آشكار شده است.
اين است سخن خدا. – خدا را سپاس باد.
مزمور برگردان مزمور 7:19-11
– خداوندا، كلمات حيات جاويدان نزد تو است.
شريعت خداوند كامل است و جان را احياء ميكند
شهادت خداوند امين است و سادهدلان را حكيم ميگرداند.
– خداوندا، كلمات حيات جاويدان نزد تو است.
فرائض خداوند راست است و دل را شاد ميسازد
امر خداوند پاك است و چشم را روشن ميكند.
– خداوندا، كلمات حيات جاويدان نزد تو است.
ترس از خداوند طاهر است و تا ابد باقي ميماند
احكام خداوند حق و تماماً عدل است
از طلا مرغوب تر و از زر خالص بسيار،
از شهد شيرينتر و از قطرات شانه عسل.
– خداوندا، كلمات حيات جاويدان نزد تو است.
دعا كنيم:
خدايا، اي كه همواره كليسايت را
با فرا خواندن فرزنداني از تمام ملت ها گسترش ميدهي
آناني را كه در آب تعميد از نو متولد ميسازي
تحت حمايت خود حفظ فرما.
از راه مسيح خداوند ما. – آمين.
قرائت هفتم حزقيال 16:36-28
(بر شما آبي پاك خواهم پاشيد و قلبي تازه به شما خواهم داد.)
بخشي از كتاب حزقيال نبي
كلام خداوند اينچنين بر من نازل شد: „اي پسر انسان، هنگامي كه خاندان اسرائيل در زمين خود زندگي ميكرد، آن را با رفتار و اعمال خود آلوده ساخت. پس بخاطر خوني كه بر زمين ريختند و بخاطر بتهايي كه توسط آن زمين را آلوده ساختند، خشم خود را بر ايشان ريختم. من آنان را در ميان ملت ها پراكنده ساختم و در كشورها متفرق گشتند وبر آنها طبق رفتار و اعمالشان قضاوت نمودم.
هنگامي كه قوم من نزد امت ها رسيدند، نام قدوس مرا بي حرمت ساختند، چون در مورد ايشان ميگفتند: „اينان قوم خداوند ميباشند، ولي از زمين او خارج شدهاند.“ اما من به نام قدوس خود كه قوم اسرائيل آن را در ميان امت هايي كه نزد آنها رفته بود، بي حرمت ساخت، شفقت نمودم.
از اين رو به خاندان اسرائيل بگو كه خداوند، خدا چنين ميگويد: اي خاندان اسرائيل، بخاطر شما نيست كه من اين كار را ميكنم، بلكه بخاطر نام قدوس خود كه شما آن را در ميان امت هايي كه نزد آنها آمديد، بي حرمت ساختيد.
قدوسيت نام عظيم خود را كه در ميان امت ها بيحرمت گشته است و شما آن را در ميان امت ها بيحرمت ساختهايد، نشان خواهم داد. آنگاه امت ها خواهند دانست كه من خداوند هستم، اين كلام خداوند است.
هنگامي كه در مقابل چشمان ايشان قدوسيت خويش را در شما ظاهر ساختم، شما را از ميان امت ها ميگيرم و از ميان تمام كشورها جمع خواهم نمود و شما را به زمين خود خواهم آورد. بر شما آبي پاك خواهم پاشيد و پاك خواهيد گشت.
شما را از همه آلودگي ها و بت هايتان پاك خواهم نمود. به شما قلبي تازه خواهم داد و روحي تازه در شما خواهم نهاد. دل سنگي را از بدن هاي شما برمي دارم و دلي گوشتين به شما خواهم داد. روح خود را در شما خواهم نهاد تا در فرايض من گام برداريد، احكام مرا نگاه داريد و آنها را بجا آوريد. در زميني كه به پدران شما دادم، ساكن خواهيد شد، قوم من خواهيد بود و من خداي شما خواهم بود.
اين است سخن خدا. – خدا را سپاس باد.
مزمور برگردان مزمور 2:42 و4 و3:43
– خداوندا، جان من تشنه تو است.
جان من تشنه خداست، تشنه خداي زنده
كي ميتوانم بيايم و روي خدا را ببينم؟
– خداوندا، جان من تشنه تو است.
چگونه با جماعت شادان ميرفتم
و ايشان رابه خانه خدا رهبري ميكردم
به آواز ترنم و حمد، در گروه عيدكنندگان.
– خداوندا، جان من تشنه تو است.
نور و راستي خود را بفرست تا مرا هدايت نمايند
و مرا به كوه مقدس تو و مسكن هاي تو رسانند
– خداوندا، جان من تشنه تو است.
آنگاه به مذبح خدا خواهم رفت
به سوي خدايي كه شادي و خرمي من است
و تو را اي خدا، خداي من، بر بربط خواهم سراييد.
– خداوندا، جان من تشنه تو است.
(يا ميتوان گفت)
مزمور برگردان مزمور 10:51-13 و 16-17
– اي خدا، دلي پاك در من بيافرين.
خدايا، روحي استوار در درونم تجديد نما
مرا از حضور خود دور مساز
و روح مقدس خويش را از من مگير.
– اي خدا، دلي پاك در من بيافرين.
شادي نجات خود را به من باز ده
و روحي سخاوتمند در من نگاه دار
طرق تو را به خطاكاران تعليم خواهم داد
و گناهكاران به سوي تو بازگشت خواهند نمود.
– اي خدا، دلي پاك در من بيافرين.
زيرا قرباني را نميخواهي
اگر قرباني سوختني تقديم نمايم، آنرا پسند نمينمايي
قرباني من به خدا، روحي شكسته است
خدايا، دلي شكسته و پشيمان را خوار نميشماري.
– اي خدا، دلي پاك در من بيافرين.
(يا ميتوان گفت) (هنگامي كه آيين تعميد صورت ميگيرد)
مزمور برگردان اشعياء 2:12-6
– با شادي از چشمه نجات آب خواهيد كشيد.
اينك خدا نجات من است
بر او توكل مينمايم و نخواهم ترسيد
زيرا خداوند قوت و سرود من است
او نجات من گرديده است.
– با شادي از چشمه نجات آب خواهيد كشيد.
خداوند را ستايش كنيد و نام وي را بخوانيد
اعمال او را در ميان امت ها اعلام نماييد
بگوييد كه نام او متعال است.
– با شادي از چشمه نجات آب خواهيد كشيد.
براي خداوند بسراييد، زيرا كارهاي عظيم كرده است
اين در تمامي زمين اعلام شود
اي كه در صهيون ساكني، شادان صدا برآور و وجد نما
زيرا قدوس اسرائيل در ميان تو عظيم است.
– با شادي از چشمه نجات آب خواهيد كشيد.
دعا كنيم:
خدايا،
اي قدرت تغييرناپذير و نور بيغروب،
با رحمت بر كليساي خود، كه راز شگفت رستگاري است، بنگر
و عمل رحمت خود را به كمال برسان،
تا تمامي جهانيان شاهد باشند
و دريابند كه آنچه از ميان رفته بود، احياء ميگردد
چيزهاي كهنه تازه ميشوند،
و همه چيز از طريق مسيح كه منشاء همه مخلوقات ميباشد،
به تماميت و كمال خود باز ميگردد
او كه تا به ابد زندگي و سلطنت ميكند.
– آمين.
(يا ميتوان گفت)
دعا كنيم:
خدايا، اي كه در صفحات عهد قديم و عهد جديد،
ما را براي برگزاري راز فصح آماده نمودهاي،
عطا فرما كه عمل محبت تو را نسبت به تمام انسان ها درك نماييم.
تا عطايايي را كه امروز ميپذيريم
ما را در اميد دريافت نيكي هاي موعود استوار گردانند.
از راه مسيح خداوند ما. – آمين.
(پس از آخرين قرائت از عهد قديم و اتمام مزمور و دعا، شمع هاي قربانگاه روشن ميگردند. سپس „سرود شكوه و جلال“ خوانده ميشود. چنانچه در محل مرسوم باشد، ناقوس ها به صدا درميآيند.)
سرود شكوه و جلال
+ خدا را در برترين آسمان ها جلال
– و در زمين صلح و سلامت بر مردمان باد كه مورد لطف او ميباشند.
تو را مي ستاييم، تو را متبارك ميخوانيم، تو را پرستش ميكنيم،
تو را جلال ميدهيم، تو را از براي جلال عظيمت سپاس ميگوييم،
اي خداوند، خدا، پادشاه آسمان، خدايا، اي پدر قادر مطلق.
اي خداوند، پسر يكتا، عيساي مسيح،
اي خداوند، خدا، بره خدا، پسر پدر
اي كه گناهان جهان را برميداري، بر ما رحم كن.
اي كه گناهان جهان را برميداري، التماس ما را بشنو.
اي كه به دست راست پدر نشستهاي، بر ما رحم كن.
زيرا تنها تو قدوس، تنها تو خداوند، تنها تو متعال هستي،
اي عيساي مسيح، با روحالقدس در جلال خداي پدر. آمين.
دعا كنيم:
خدايا،
تو اين شب مقدس را با جلال رستاخيز خداوند منور ميسازي
روح فرزندخواندگي را در خانواده خود زنده و استوار گردان،
تا همه فرزندانت در جسم و روح تجديد حيات يابند و
هميشه با وفاداري در خدمت تو به سر برند.
از راه خداوند ما عيساي مسيح، پسر تو كه خداست
و با تو و روحالقدس تا به ابد زندگي و سلطنت ميكند. – آمين.
رساله روميان 3:6-11
(مسيح از ميان مردگان برخاسته است و ديگر نخواهد مرد)
بخشي از رساله پولس رسول به روميان
اي برادران، آيا نميدانيد كه همه ما كه در مسيح عيسي تعميد يافتيم، در مرگ او تعميد يافتيم؟ پس توسط تعميد، ما به همراه او در مرگش مدفون گشتيم تا همان گونه كه مسيح توسط جلال پدر از مردگان برخاست، ما نيز در تازگي حيات گام برداريم. زيرا اگر ما با مرگي شبيه مرگ وي، با او كاملاً متحد گشتهايم، در رستاخيز وي نيز چنين خواهيم شد.
به خوبي ميدانيم كه انسانيت كهنه ما به همراه او مصلوب شد تا اين جسم گناه نابود گردد كه ديگر برده گناه نباشيم، زيرا هر كه مرد، براي هميشه از گناه آزاد ميگردد.
اما اگر با مسيح بميريم، ايمان داريم كه با او نيز خواهيم زيست، زيرا به خوبي ميدانيم كه مسيح كه از ميان مردگان برخاسته است، ديگر نخواهد مرد و از اين پس مرگ بر او تسلطي ندارد. مرگ او يك بار و براي هميشه، مرگي براي گناه بود، اما حيات او، حياتي براي خدا است. همچنين شما نيز خود را براي گناه مرده انگاريد، اما براي خدا در مسيح عيسي زنده.
اين است سخن خدا. – خدا را سپاس باد.
(در پايان قرائت رساله همه ميايستند. ابتدا كشيش و سپس همه هللويا را ميسرايند.)
مزمور برگردان مزمور 1:118-2 و 16-17 و 22-23
– هللويا، هللويا، هللويا.
خداوند را حمد گوييد زيرا كه نيكوست
و رحمت او جاوداني است
خاندان اسرائيل بگويند
كه رحمت او جاوداني است.
– هللويا، هللويا، هللويا.
دست راست خداوند متعال است
دست راست خداوند با شجاعت عمل ميكند
نميميرم، بلكه خواهم زيست
و كارهاي خداوند را اعلام خواهم داشت.
– هللويا، هللويا، هللويا.
سنگي را كه معماران رد كردند
سنگ اصلي بنا گرديده است،
اين از جانب خداوند شده
و در نظر ما شگفتانگيز است.
– هللويا، هللويا، هللويا.
انجيل متي 1:28-10
(مسيح از ميان مردگان برخاسته است و قبل از شما به جليل ميرود)
بخشي از انجيل متي – درود بر تو اي خداوند.
پس از سبت، در سپيده دم روز اول هفته، مريم مجدليه و مريم ديگر آمدند تا قبر را ببينند.
و اينك زلزله شديدي رخ داد، زيرا فرشته خداوند از آسمان نازل شد، آمد و سنگ را به كنار غلطانيده بر آن نشست. هيئت او همچون برق و لباسش به سفيدي برف بود. از ترس او نگهبانان لرزيدند و مثل مرده گشتند.
اما فرشته سخن گفت و به زنان گفت: „ترسان مباشيد. ميدانم كه عيساي مصلوب را ميجوييد. اواينجا نيست، زيرا همان گونه كه گفته بود، برخاسته است. بياييد و جايي را كه او را نهاده بودند، ببينيد. پس با شتاب برويد و به شاگردانش بگوييد: او از ميان مردگان برخاسته و اينك پيشاپيش شما به جليل ميرود. وي را آنجا خواهيد ديد. اينك شما را گفتهام.“
آنان شتابان، با ترس و شادي عظيم از قبر روانه شده، دويدند تا به شاگردانش خبر دهند. و اينك عيسي به سوي زنان آمده گفت: „شاد باشيد.“
پس جلو آمدند، پاهايش را در آغوش گرفتند و او را پرستش نمودند. آنگاه عيسي به ايشان گفت: „مترسيد، برويد و به برادرانم بگوييد كه به جليل بروند، در آنجا مرا خواهند ديد.“
اين است سخن خداوند. – ستايش بر تو اي مسيح.
(ادامه در صفحه بعدي. چنانچه كسي نباشد كه تعميد يابد، رجوع شود به ص….)
بخش سوم – آيين تعميد
(چنانچه حوض تعميد در معرض ديد جماعت باشد، كشيش با همراهانش به كنار آن ميرود. در غير اين صورت، يك ظرف آب به محل اجراي مراسم آورده ميشود.
چنانچه تعميد خواستگان بزرگسال باشند، به نام خوانده ميشوند و توسط پدر و مادر تعميديشان معرفي ميگردند. اطفال توسط والدين و پدر و مادر تعميديشان به حضور جماعت آورده ميشوند.)
(كشيش با سخنان زير و يا سخنان مشابهي خطاب به حاضران ميگويد🙂
(چنانچه كساني باشند كه تعميد مييابند)
دوستان عزيز
اكنون كه اين تعميد خواستگان (تعميد خواسته)،
با اميدي شادي بخش،
به آب هاي تولد نوين نزديك ميشوند (ميشود)،
بياييد، با دعاهاي خود، ايشان (او) را ياري دهيم
و از خدا پدر پرتوان خود بخواهيم
كه در رحمت و محبت خويش، حامي ايشان (او) باشد.
(چنانچه حوض تعميد بركت داده شود و كساني نباشند كه تعميد مييابند)
برادران و خواهران عزيز،
بركت خدا، پدر پرتوان را، بر اين حوض تعميد بطلبيم
تا همه آناني كه توسط تعميد، در مسيح از نو تولد مييابند،
در خانواده خدا پذيرفته شوند.
دعا به مقدسين
خداوندا، بر ما رحم كن خداوندا بر ما رحم كن
مسيحا، بر ما رحم كن مسيحا، بر ما رحم كن
خداوندا، بر ما رحم كن خداوندا بر ما رحم كن
مريم مقدس، مادر خدا براي ما دعا كن
حضرت ميكائيل براي ما دعا كن
فرشتگان مقدس خدا براي ما دعا كنيد
حضرت يوحناي تعميد دهنده براي ما دعا كن
حضرت يوسف براي ما دعا كن
حضرت پطرس و پولس براي ما دعا كنيد
حضرت اندرياس براي ما دعا كن
حضرت يوحنا براي ما دعا كن
حضرت مريم مجدليه براي ما دعا كن
حضرت استيفان براي ما دعا كن
حضرت ايگناتيوس براي ما دعا كن
حضرت لورنس براي ما دعا كن
حضرت پرپتوا و حضرت فليسيتي براي ما دعا كنيد
حضرت آگنس براي ما دعا كن
حضرت گرگوار براي ما دعا كن
حضرت آگوستين براي ما دعا كن
حضرت آتاناسيوس براي ما دعا كن
حضرت بازيل براي ما دعا كن
حضرت مارتين براي ما دعا كن
حضرت بنديكت براي ما دعا كن
حضرت فرانسيس و حضرت دومينيك براي ما دعا كنيد
حضرت فرانسيس زاوير براي ما دعا كن
حضرت جان وياني براي ما دعا كن
حضرت كاترين براي ما دعا كن
حضرت ترزا براي ما دعا كن
اي جميع مقدسين خدا براي ما دعا كنيد
خداوندا، بر ما رحيم باش خداوندا، قوم خود را نجات ده
از هر بدي خداوندا، قوم خود را نجات ده
از هر گناه خداوندا، قوم خود را نجات ده
از مرگ ابدي خداوندا، قوم خود را نجات ده
با راز تن گرفتنت خداوندا، قوم خود را نجات ده
با مرگ و برخاستنت به حيات جديد خداوندا، قوم خود را نجات ده
با عطيه روحالقدس خداوندا، قوم خود را نجات ده
بر ما گناهكاران رحيم باش خداوندا، دعاي ما را بشنو
(چنانچه كساني باشند كه تعميد مييابند)
توسط تعميد، اين برگزيدگانت را فيض حيات نوين عطا فرما
خداوندا، دعاي ما را بشنو
(چنانچه كساني نباشند كه تعميد مييابند)
با فيض روح قدوست اين حوض تعميد را كه از آن
فرزندانت تولد مييابند، بركت ده و تقديس نما
خداوندا، دعاي ما را بشنو
اي عيسي، پسر خداي زنده خداوندا، دعاي ما را بشنو
اي مسيح، دعاي ما را بشنو اي مسيح، دعاي ما را بشنو
اي عيسي، خداوند ما دعاي ما را بشنو اي مسيح، دعاي ما را بشنو
(چنانچه كساني باشند كه تعميد مييابند، كشيش مي گويد🙂
اي خدا پرتوان و جاويدان،
حضور خود را در رازهاي محبتت آشكار گردان:
روح فرزند خواندگي را بفرست،
تا از حوض تعميد قومي نوين را برخيزاند
و تا عمل خدمت متواضعانه ما توسط قدرت تو موثر واقع گردد.
از راه مسيح خداوند ما. – آمين.
بركت آب
خداوندا، تو توسط رازهاي هفتگانه،
با قدرت ناديدني خود، شگفتي هاي نجات را انجام ميدهي
و به راه هاي مختلف، در طول تاريخ
آب، اين مخلوق خود را، به عنوان نشانه تعميد برگزيدهاي.
در ابتدا، روح تو سطح آب ها را فرا گرفت
تا منشاء قدرت تقدس را دريافت دارد.
در آب هاي سيل نيز غسل تعميد را از پيش نشان دادي
تا امروز، مانند آن روز،
آب اتمام گناه و آغاز زندگي جديد را نمايان سازد.
تو فرزندان ابراهيم را به سلامت از درياي سرخ گذراندي
تا اين قوم آزاد شده از بردگي
نشانه قوم تعميد شدگان باشند.
سرانجام در كمال زمان،
پسر تو كه در رود اردن توسط يوحنا تعميد يافت
به وسيله روحالقدس تقديس شد.
هنگامي كه بر صليب آويخته شد
از پهلويش خون و آب جاري گرديد
و بعد از رستاخيزش به شاگردان فرمود:
„برويد و همه ملت ها را شاگرد من سازيد
و آنها را به نام پدر و پسر و روحالقدس تعميد دهيد.“
اكنون، اي پدر، با مهرباني به كليساي خود بنگر
سرچشمه تعميد را براي آن جاري ساز.
اين آب را توسط روح القدس از فيض پسر يگانهات سرشار نما
تا به وسيله تعميد،
انسان كه به شباهت تو آفريده شده است
از لكه گناه كه اين شباهت را از ميان ميبرد، پاك گردد
و به عنوان فرزند خدا،
براي حيات جديد، از آب و روح متولد گردد.
(دعا ميتواند بدون آيين خاصي ادامه يابد، و يا كشيش ميتواند شمع فصح را يك يا سه بار در آب فرو برده بگويد🙂
اي پدر، از تو تمنا داريم
كه توسط فيض پسرت قدرت روحالقدس براين آب نزول كند
(در حالي كه شمع را در آب نگاه مي دارد، چنين ادامه ميدهد🙂
تا همه كساني كه در آن تعميد مييابند
و به همراه مسيح در مرگ مدفون ميگردند
به همراه او نيز به حيات جاويدان رستاخيز نمايند.
از راه مسيح خداوند ما.
– آمين.
(كشيش شمع را از آب بيرون ميآورد و در اين حال جماعت سرود زير و يا سرود مشابه ديگري را ميخواند)
– اي چشمههاي آب، خداوند را متبارك بخوانيد
او را تا به ابد حمد و تمجيد نماييد.
(تعميد خواستگان با تأييد جماعت شيطان را رد و ايمان خود را اقرار مينمايند)
+ اين است ايمان ما.
(آنگاه آيين تعميد صورت ميگيرد. در طول مراسم رد شيطان و اقرار ايمان، ايماندرانشمع هاي روشن را در دست نگاه ميدارند. تعميد خواستگان بزرگسال، پس از دريافت تعميد، چنانچه اسقف حضور داشته باشد توسط وي و در غير اين صورت توسط كشيشي كه مراسم را اجراء مينمايد، راز استواري را دريافت مي دارند. در چنين مواردي آيين تجديد عهدهاي تعميد حذف ميگردد و كشيش پس از اداي سخناني كوتاه، دعاي زير را مي خواند🙂
باشد كه خداي پرتوان، پدر خداوند ما عيساي مسيح
كه ما را از گناه آزاد نموده
و از راه آب و روحالقدس، به ما تولدي نوين بخشيده است،
در فيض خود، ما را براي زندگي جاويدان
در مسيح عيسي خداوند ما نگاه دارد. – آمين.
(رجوع شود به ص. …)
بركت آب تطهير
(چنانچه كسي نباشد كه تعميد يابد و آيين بركت حوض تعميد نيز صورت نگيرد، كشيش جماعت را به دعا دعوت كرده ميگويد🙂
برادران و خواهران عزيز، با فروتني از خداوند، خداي خود بخواهيم
تا اين آب را كه به عنوان يادآوري تعميد ما
بر ما پاشيده ميشود، بركت دهد.
باشد كه خداوند ما را تجديد حيات بخشد
تا بتوانيم همواره به روحالقدس كه به ما عطا شده است، وفادار باشيم.
(دعا در سكوت)
اي خداوند، خداي ما، در ميان قومت حضور داشته باش
كه در اين شب مقدس، در بيداري و دعا،
عمل شگفت آفرينش و عمل بس شگفتتر نجات را، به ياد ميآورد.
اين آب را متبرك گردان كه تو خود آن را آفريدهاي
تا زمين را حاصلخيز كند و جسم ما را پاكي و شادابي بخشد.
تو اين عطيه آفرينش خود را به عنوان نشانهاي از مهرت برگزيدي:
با آب هاي درياي سرخ، قومت را از بردگي آزاد ساختي
و در بيابان آن را با چشمهاي جوشان سيراب نمودي
پيامبرانت با اشاره به آب زنده، عهد جديد را از پيش اعلام داشتند.
و سرانجام در آب رود اردن كه توسط مسيح تقديس گرديد
راز تولد تازه را تأسيس نمودي
كه نشانه آغاز بشريتي نوين است كه از فساد و بردگي گناه رهايي يافته است.
خداوندا، توسط نشانه اين آب تبرك يافته، ياد تعميد را در ما زنده گردان
تا بتوانيم به جمع شادان برادران و خواهران خود
كه در فصح مسيح خداوند ما تعميد يافتهاند، بپيونديم.
از راه مسيح خداوند ما. – آمين.
تجديد عهدهاي تعميد
(پس از پايان آيين تعميد و استواري، يا چنانچه اين آيينها صورت نگرفته باشد، پس از بركت آب تطهير، همه ميايستند و در حالي كه شمع هاي روشن را در دست دارند، عهدهاي تعميد را تجديد مينمايند)
برادران و خواهران عزيز،
از طريق تعميد در راز فصح مسيح سهيم شديم
و با او در مرگ مدفون گشتيم تا با او به زندگاني نوين برخيزيم.
حال كه ايام روزه و توبه را به پايان رساندهايم،
بياييد عهدهاي خود را، كه توسط آنها روزي متعهد گشتيم
كه شيطان و كارهاي او را از خود دور سازيم
و در كمال وفاداري، خدا را در كليساي مقدس همگاني خدمت كنيم،
بار ديگر تجديد نماييم.
+ آيا گناه را از خود دور ميسازيد
تا در آزادي فرزندان خدا زندگي كنيد؟
– بله.
+ آيا فريفتگي شرير را از خود دور ميسازيد
تا ديگر تحت سلطه گناه نباشيد؟
– بله.
+ آيا شيطان را كه منشاء و مسبب هر گناه است
از خود دور ميسازيد؟
– بله.
+ آيا به خدا، پدر قادر مطلق
آفريدگار آسمان و زمين، ايمان داريد؟
– بله، ايمان دارم.
آيا به عيساي مسيح، پسر يگانهاش خداوند ما
كه از مريم عذرا متولد گرديد
جان سپرد، دفن شد و از ميان مردگان برخاست
و به دست راست پدر نشسته است، ايمان داريد؟
– بله، ايمان دارم.
آيا به روحالقدس، به كليساي مقدس همگاني
به اتحاد مقدسين، به آمرزش گناهان
به رستاخيز تنها و به زندگاني جاويدان ايمان داريد؟
– بله، ايمان دارم.
باشد كه خداي پرتوان، پدر خداوند ما عيساي مسيح
كه ما را از گناه آزاد نموده
و از راه آب و روحالقدس به ما تولدي نوين بخشيده است،
در فيض خود، ما را براي زندگي جاويدان
در مسيح عيسي خداوند ما، نگاه دارد. – آمين.
(در حالي كه كشيش جماعت را با آب مقدس بركت ميدهد، همه سرود زير و يا سرود مناسب ديگري را ميخوانند)
– اين است آبي كه از معبد مقدس خدا سرچشمه ميگيرد، هللويا
اين آب به هر جا كه برسد، نجات ميآورد.
(همه ميسرايند): هللويا، هللويا.
بخش چهارم – آيين سپاسگزاري
دعا بر تقديميها
خداوندا،
دعاها و هداياي قومت را پذيرا باش
تا اين راز مقدس كه آغاز مسرت بخش عيد فصح است
ما را ياري و قوت دهد
تا به زندگاني جاويدان نائل گرديم.
از راه مسيح خداوند ما. – آمين.
ديباچه
(مسيح، بره فصح)
براستي نيكو و شايسته است
وظيفه و سرچشمه نجات ما، اي خداوند،
كه همواره وبخصوص در اين شب
كه در آن مسيح – فصح ما – قرباني شد
فر و شكوه تو را اعلام داريم.
او كه بره راستين است كه گناه جهان را برميدارد
او با مرگ خود، مرگ را مغلوب كرد
و با رستاخيز خويش زندگي را به ما بازگردانيد.
از براي اين راز نجات در كمال شادي فصح
آدميان در سراسر عالم وجد و سرور ميكنند
و همراه با فرشتگان و مقدسين
شادان سرود ستايش تو را ميسرايند:
– قدوس، قدوس، قدوس …
سرود به هنگام دريافت قربان اول قرنتيان 7:5-8
مسيح، فصح ما، قرباني شد. هللويا.
اين جشن را در پاكي و راستي برگزار كنيم. هللويا.
(يا ميتوان گفت) ر.ك. به متي 5:28-6
عيسي كه مصلوب شد، برخاسته است،
همان گونه كه گفته بود. هللويا.
دعا پس از دريافت قربان
اي پدر، ما را از روح محبت خود سرشار نما
و عنايت فرما تا ما كه با پذيرفتن رازهاي فصح سير شدهايم
توسط رشتههاي محبتت، در اتحاد و هماهنگي زندگي كنيم.
از راه مسيح خداوند ما.
– آمين.
+ خداوند شما را در شادي و آرامش خود نگاه دارد. هللويا، هللويا.
– خدا را سپاس باد. هللويا، هللويا.
(يا ميتوان گفت)
+ برويد و شادي مسيح برخاسته از مرگ را
به همه اعلام داريد. هللويا، هللويا.
– خدا را سپاس باد. هللويا